ما یک شبکه اجتماعی داریم

گفت‌و‌گوی اختصاصی شماها با سید محمدرضا فخری، مدیر سرویس پارسی‌بلاگ

محمد حامد احسان‌بخش

داستان گفت‌وگوی من با سید محمدرضا فخری، داستان دانش‌آموزی است که بعد از یک سال مدرسه رفتن، هیچ مطلب جدیدی یاد نگرفته بود. پدرش وقتی علت این امر را جویا شد با این پاسخ مواجه شد: «روزی که من به مدرسه می‌رفتم معلم نمی‌آمد. روزی که معلم در مدرسه بود، من نبودم. یک روز که من و معلم بودیم، کتاب نبود. روزی که کتاب بود، مدرسه را برای بازسازی تعطیل کرده بودند و خلاصه وقتی همه‌ی مسائل و مشکلات را هماهنگ می‌کردیم و دیگر جا برای بهانه نبود، آن روز، جمعه بود.
برای مصاحبه با مدیر پارسی‌بلاگ چندین بار هماهنگ کردیم و قرار گذاشتیم. یک روز که من حاضر بودم، مدیر پارسی‌بلاگ برنامه‌ی دیگری داشت. یک روز که مدیر وقتش آزاد بود، من بیمار بودم. یک روز که هر دو وقتمان را خالی می‌کردیم، ضبط صوت خراب بود. یک روز که ضبط صوت تعمیر می‌شد، من سؤالات همراهم نبود. خلاصه گذشت تا همه چیز را هماهنگ کردیم و قرار را برای روز چهارشنبه گذاشتیم. اما دریغ از یادآوری این نکته که در این روز هر جفتمان برای شرکت در اردوی وبلاگ‌نویسان، راهی سوریه هستیم. پس طبیعتا با مشورت با پدر پارسی‌بلاگ، مصاحبه را یک هفته‌ای مسکوت گذاشتیم.
اما فشارهای دیپلماتیک و پیگیری‌های قاطع جناب سردبیر در این چند روزی که در سوریه بودیم سبب شد تا در همان هتل و با هر دشواری که بود، گفت‌وگو را انجام دهیم.
هر چند در آنجا هم خبری از سؤالات از پیش تعیین شده و ضبط صوت و... نبود ولی دیگر سردبیر چنین بهانه‌هایی را از طرف من که پرونده‌ی چندان درخشانی هم در این زمینه نداشتم نمی‌پذیرفت. به هر حال گردن ما هم از مو باریک‌تر.
و این هم حاصل گفت‌وگوی صمیمی وبلاگی ما در آخرین شب حضور در کشور سوریه!

 

 شماها: برایمان کمی در مورد تاریخچه و انگیزه‌هایتان از راه‌اندازی پارسی‌بلاگ بگویید. مصاحبه با مدیر پارسی بلاگ آقای فخری
مهندس فخری: بسم الله الرحمن الرحیم. اواخر سال 80 و یا اوایل سال 81 بود که با وبلاگ آشنا شدم. وبلاگی در تنها سرویس وبلاگ فارسی موجود آن زمان، پرشین‌بلاگ، درست کردم و به مقوله‌ی وبلاگ علاقه‌مند شدم.

با پرشین‌بلاگ که کار می‌کردم، از نظر فنی به نکاتی بر می‌خوردم که بجا و مناسب بود در یک سرویس‌بلاگ وجود داشته باشد؛ بعضا اشکالاتی بود و بعضا کمبود امکانات. رفته‌رفته به ذهنم رسید مقوله‌ی وبلاگ از حیث فرهنگی، مقوله‌ی مهم و قابل توجهی است. با توجه به اینکه کار اصلی‌ا‌م برنامه‌نویسی در بانک‌های اطلاعاتی تحت وب بود و از نظر فنی تا حدودی این کار در حیطه‌ی تخصصم بود، به ذهنم رسید ما هم یک سرویس‌بلاگ راه‌اندازی کنیم. سرویس‌بلاگی که با آن، هم امکانات و قابلیت‌های خیلی بیشتری به کاربرانمان بدهیم و هم در عین حال توقعاتی که از نظر فرهنگی از سرویس‌بلاگ‌ها داشتیم را در عمل، خودمان اجرا بکنیم. به‌خصوص اینکه مهم‌ترین دغدغه‌ی ما این بود که آن موقع بحث فیلترینگ وجود نداشت و در عمل، سرویس‌‌بلاگ‌ها نسبت به محتوای متونی که وجود داشت، هیچ‌گونه نظارتی نداشتند. الان فیلترینگ هست؛ هر چند با تأخیر، ولی تا حدی وبلاگ‌های با محتوای مغایر قوانین و هنجارها، فیلتر می‌شوند. آن زمان چنین چیزی وجود نداشت. کسی خودش را مسئول نمی‌دید که نسبت به این خوراک فکری که به خورد جوان‌های ما داده می‌شد، احساس وظیفه بکند.

مجموعه‌ی این شرایط، ما را بر آن داشت که یک سرویس خوب، کاملاً پیشرفته و جذاب، راه بیندازیم و همچنین بتوانیم برای خوانندگان و وبلاگ‌نویسانی که در این سرویس هستند، نگهبان‌های خوبی باشیم و در حد متعارف بتوانیم محتوا را نظارت کنیم.

یعنی شما فقط به فکر یک کار فرهنگی بودید؟ باور اینکه هدف درآمدزایی در ذهن شما نبوده کمی برایم دشوار است؟
ولی واقعیت همین است. البته ما از ابتدا تصور این هزینه‌ها را هم نداشتیم. سایت‌های زیادی راه‌اندازی کرده بودیم، ولی سایتی با این حجم مراجعه، بازدید و مصرف پهنای باند را تجربه نکرده بودیم و تصور نمی‌کردیم که هزینه‌های مادی و معنوی آن، این‌قدر سنگین باشد. از اول هم به فکر درآمدزایی این سیستم نبودیم. این‌طور فکر می‌کردیم که ما تخصص فنی‌اش را که داریم، با هزینه‌ی شخصی ِ خودمان این را راه‌اندازی می‌کنیم.

البته همیشه بحث درآمدزایی به عنوان یک پتانسیل در ذهنمان بود، ولی خیلی رویش حساب نمی‌کردیم. حالا هم همین‌طور است. الان هم آن‌قدر درآمدزایی نداریم که به عنوان یک کار اقتصادی به سرویس‌بلاگ نگاه کنیم.

تصور می‌کنم هیچ سرویس‌بلاگی نتواند ادعا کند و بگوید من کارم کاملا یک کار اقتصادی جذاب هست. حداقل در این مقطع زمانی نمی‌توان گفت. شاید در سال‌های آینده -اگر رونق قابل توجهی در تبلیغات اینترنتی داشته باشیم- اتفاق بیفتد، ولی الان کار اقتصادی به صرفه‌ای نیست.

مصداق بیت معروف «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها».
بله، همین‌طور است. ما فکر نمی‌کردیم که در چه ورطه‌ای داریم وارد می‌شویم و نمی‌دانستیم مشکلات در این حد است. الان تقریبا بخش قابل توجهی از انرژی فکری و ذهنی و زندگی‌مان را اشغال کرده است که قبلا فکر نمی‌کردیم این‌گونه باشد.

از وقتی ایده‌ی پارسی‌بلاگ به ذهنتان آمد تا هنگامی که سایت راه‌اندازی شد، چقدر طول کشید؟
پروژه‌ی پارسی‌بلاگ، دهم اردیبهشت سال 83 کلید خورد.

چقدر دقیق یادتان مانده!
اینکه این‌قدر دقیق یادم هست به خاطر این است که در ایام نمایشگاه بین‌المللی کتاب بود و من یادم هست آمده بودم نمایشگاه بین‌المللی و روز قبلش تازه پروژه‌ی پارسی‌بلاگ را شروع کرده بودم. خلاصه در حدود 10 اردیبهشت، شروع به کار شد و 19 مرداد 83، سایت رسما بالا رفت.

چرا پارسی‌بلاگ؟ اسمی که خیلی شبیه پرشین‌بلاگ هم هست.
ما آن روز فکر می‌کردیم اسمی که انتخاب می‌کنیم، باید اسمی شبیه سرویس معروف پرشین‌بلاگ باشد، و البته فکر کاملا اشتباهی می‌کردیم! ما فکر می‌کردیم که اگر اسمی شبیه پرشین‌بلاگ بگیریم، در جذب وبلاگ‌نویس به ما کمک خواهد کرد؛ در صورتی که این مطلب باعث شد خیلی‌ها فکر بکنند پارسی‌بلاگ همان پرشین‌بلاگ است و در نهایت به ضرر ما شد.

علاوه بر این، فکر می‌کردیم باید یک اسم کاملا ملی باشد و کاملا به ایران و ایرانی و زبان فارسی مربوط باشد. چند اسم را امتحان کردیم؛ مثل پارس‌بلاگ و فارسی بلاگ، که اشغال بودند، ولی پارسی‌بلاگ آزاد بود و به نظر آمد اسم زیبایی است. این اسم را پسندیدیم و ثبتش کردیم.

شاید دو یا سه روز بعد، مهندس شیرازی، مدیر بلاگفا زنگ زد. تلفن محل کارم در مشخصات دامین بود. پرسید: این دامین مربوط به شماست؟ گفتم: بله. گفت: خب، من این را می‌خواهم و اگر می‌شود به من واگذارش کنید. پرسیدم: چرا؟ گفت: می‌خواهم یک سرویس راه‌اندازی کنم و می‌خواهم با این دامین باشد. گفتم ما هم می‌خواهیم همین کار را انجام بدهیم و ظاهرا همکار از آب در آمدیم. آقای شیرازی خداحافظی کردند و بعد که راه‌اندازی شد، به ایشان اطلاع دادم . ایشان سایت را دیدند و تبریک گفتند.

اگر قرار باشد این دامین‌ها را جابه‌جا کنید، یعنی بلاگفا را شما بگیرید و پارسی‌بلاگ را به مهندس شیرازی بدهید، قبول می‌کنید؟
نه. من اسم بلاگفا را خیلی نمی‌پسندم. البته این سلیقه‌ی شخصی است، به نظر من اسم جذابی نیست. در اسم‌های فعلی، من فکر می‌کنم پارسی‌بلاگ از همه جذاب‌تر است.

صحبت از آقای شیرازی شد و اینکه با شما تماس گرفتند. یک یادداشتی در وبلاگ شما (مدیر پارسی‌بلاگ) در اوایل راه‌اندازی پارسی‌بلاگ وجود دارد که از قول علی‌رضا شیرازی سلام و عرض ادب کرده است. قضیه‌ی این پست چه بود؟
بله، همان اوایل که پارسی‌بلاگ راه افتاد، یک نقطه‌ضعف فنی داشت و آقای مهندس شیرازی از راه آن نقطه‌ضعف فنی، وارد شدند و در وبلاگ مدیر، یک جمله‌ای نوشتند که من آن یادداشت را هنوز هم پاک نکرده‌ام. شاید دومی یا سومین یادداشت وبلاگ مدیر باشد. بعد از این جریان، زنگ زدم به ایشان و درباره‌ی این نقطه‌ضعف سیستم پرسیدم که ایشان نمی‌گفتند. بعد که اصرار کردم، ایشان اصل نکته را نگفتند، ولی گفتند که در مدل دیتای شما یک جایش یک نقطه‌ضعف هست. و من همان روز بررسی کردم و خوشبختانه متوجه‌اش شدم و جلوی آن نقطه‌ضعف را گرفتم.

چی بود ایرادش؟
یکی از راه‌های نفوذ به سایت‌ها، موسوم به اینجکشن‌ که با ترزیق کد یا دستورات خاص به سایت‌ها، انجام می‌شود.

(آهان! الان من فهمیدم ایرادش چی بوده!)

خود شما که با سرویس‌ها سر و کار دارید، به همچین ایرادهایی برمی‌خورید؟
بستگی دارد به برنامه‌نویسی آنها. سایت‌ها، هم راه‌های نفوذ زیاد و هم نکات امنیتی زیادی دارند. من در مقام این نبودم که به سایتی نفوذ کنم و به همین خاطر خیلی به این مطلب برنخوردم. ولی سایت‌های خیلی زیادی هستند که این نقاط ضعف را دارند و هکر‌ها هم از همین راه‌ها وارد می‌شوند.

اگر یادتان باشد، بعد از سه‌چهار سال از شروع کار پرشین‌بلاگ، وقتی امکان وبلاگ گروهی را راه‌اندازی کردند، یک سوتی خیلی بد امنیتی دادند که حتی مدیر پرشین‌بلاگ و یک سری وبلاگ‌های اصلی آن را حذف کردند.
بله، خاطرم هست. ببینید؛ سایتی که ده‌ها صفحه دارد، ممکن است یه جایی‌اش ایراد داشته باشد که بشود از آنجا وارد سایت شد. درست مثل خانه‌ی بزرگ یا آپارتمانی که می‌سازید و در بین آن همه دیوار‌ها و کنج‌ها، یک جایی سوراخی باشد که گچ نخورده باشد.

آن وقتی که پارسی‌بلاگ راه افتاد، استقبال چطور بود؟ شما در واقع سومین بلاگ‌سرویس بودید بعد از پرشین‌بلاگ و بلاگ‌اسکای. البته تک‌بلاگ و پرشن‌لاگ هم بودند که به عبارتی چندان مطرح نبودند.
تک‌بلاگ که متوقف شد و تعطیل کرد. میهن‌بلاگ هم ـ اگر اشتباه نکنم ـ قبل از ما ثبت شد، ولی بعد از ما راه‌اندازی شد. بلاگفا هم چند ماه بعد از ما راه‌اندازی شد. ما بعد از بلاگ‌اسکای بودیم. استقبال به روال طبیعی بود. ما اوایل تعجب می‌کردیم از اینکه با وجودی که هیچ تبلیغی نمی‌کردیم، ولی کاربر‌ها می‌آمدند و روزانه ده تا-بیست تا وبلاگ ثبت می‌کردند و سایت رشد می‌کرد.

روالش این بود که می‌بایست تبلیغات می‌کردیم؛ همان‌طور که پرشین‌بلاگ در سایت گویا تبلیغات داشت. گویا آن زمان بزرگ‌ترین پورتال خبری مورد مراجعه‌ی ایرانیان بود و آن موقع‌ تبلیغ پرشین‌بلاگ را داشت. ما هیچ تبلیغی هیچ‌جا نداشتیم. البته این هم از کم‌تجربگی‌مان بود.

تا چند ماهی هم مدیر پارسی‌بلاگ ناشناس بود!
درست یادم نیست تا چند وقت، ولی فضای آن روز خیلی شفاف نبود و وبلاگ با مشخصات حقیقی هم زیاد پیدا نمی‌شد. آن زمان وبلاگ‌ها بیشتر با شخصیت‌های مجازی فعال بودند. شرایط آن زمان واقعاً مبهم بود و از جهات مختلف احساس نمی‌کردیم نیاز باشد با هویت کامل بیاییم. ولی بعد از مدتی، از ناشناسی در آمدیم.

اولین وبلاگی که در پارسی‌بلاگ ثبت شد چه وبلاگی بود؟
قدیم‌ترین کاربری که هنوز هم فعال است و وبلاگ نسبتا پربازدیدی دارد، همان وبلاگ آدمک‌ها هست. انصافاً از یاران خیلی بامعرفت پارسی‌بلاگ بوده‌اند که هر چند شاید از نظر سیاسی و فکری با هم اختلافاتی داشته باشیم، ولی با این حال حتی از برخی دوستان همفکر و یاران نزدیک ما، بیشتر با ما همراه بودند.

یک سری از کاربر‌ها اسم پارسی‌بلاگ را گذاشته‌اند «حسینیه‌ی اینترنتی». خودتان با این اصطلاح چقدر موافقید؟
این اصطلاح چند جنبه دارد. البته طبیعی است که کاربران روی سرویس‌شان هر اسمی بگذارند. شاید غیر از این‌ اسم، اسم‌های دیگری هم گذاشته باشند.

من اسمش را گذاشته‌ام پاستوریزه‌بلاگ!
ما از این جهت که یک سرویس‌بلاگ کاملا عمومی را منحصر بکنند به موضوعات خاص، موافق نیستیم. یعنی معتقدیم این طور نیست. سرویس پارسی‌بلاگ بیش از نود هزار وبلاگ در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی، خاطرات و... دارد.

بعضی‌ها سعی می‌کنند خواسته یا ناخواسته پارسی‌بلاگ را فیلتر کنند؛ به این معنا که می‌گویند پارسی‌بلاگ فقط مال مذهبی‌هاست. این هم یک جور فیلترینگ است. بنابراین هر کسی که پارسی‌بلاگ را می‌شناسد و حتی می‌داند چه امکاناتی دارد و چه مزایایی دارد، به طور ناخواسته می‌گوید من که نمی‌خواهم مذهبی بنویسیم، پس این مربوط به من نمی‌شود... و می‌رود کنار.

این موضوع در طول این سال‌ها خیلی به ما ضرر زده است. خیلی از رقبای ما این کار را کردند و مستقیم و غیر مستقیم گفتند «بله سایت خوبیه پارسی‌بلاگ، اما اون که مال مذهبی‌هاست!!!». این باعث شده که کاربران عمومی فکر کنند پارسی‌بلاگ برای آن‌ها نیست و به گونه‌ی خاصی مدیریت می‌شود که غیر مذهبی نمی‌تواند در آن فعالیت کند! در صورتی که به هیچ وجه این طور نیست. بنابراین ما از این جهت، موافق این عنوان نیستیم، ولی از این جهت که بگویند جایی درست کردیم به اسم حسینیه که منسوب به آقا امام حسین علیه‌السلام است، افتخاری است برای دنیا و آخرت ما.

همان طور که مردم می‌روند تکیه و حسینیه و مسجد می‌سازند و افتخار می‌کنند که سقفی درست کردند که زیرش فضایل اهل بیت گفته می‌شود، ما هم افتخار می‌کنیم. اگر واقعا این مورد پذیرش خداوند و اولیاءش باشد، برای ما باعث افتخار است.

این درست که پارسی‌بلاگ برای مذهبی‌ها نیست، ولی به نظر من، 90 درصد از مذهبی‌ها در پارسی‌بلاگ وبلاگ دارند. مصاحبه با مدیر پارسی بلاگ اقای فخری
نمی‌شود در وبلاگستان به صورت دقیق حرف زد. اصلا وبلاگ مذهبی یعنی چه؟ چه آماری داریم؟ اگر بخواهیم بگوییم وبلاگ‌های مذهبی -به معنای خیلی عمومی- در پارسی‌بلاگ زیادند، بله؛ در پارسی‌بلاگ زیاد هستند. ولی اینکه چند درصد از وبلاگ‌های مذهبی که در وبلاگستان هستند، پارسی‌بلاگی‌اند، من می‌گویم شاید 40 درصد باشد، شاید هم 95 درصد. آمار دقیقی در دست نیست؛ ولی اینکه وبلاگ‌های مذهبی در پارسی‌بلاگ زیادند، این درست است.

تعداد وبلاگ‌های مذهبی به نسبت سایر وبلاگ‌ها، درصد بالاتری دارند؛ به نسبت سرویس‌بلاگ‌های دیگر.

به هر حال مذهبی‌ها در پارسی‌بلاگ بیشتر به چشم می‌آیند. شما وقتی وارد پارسی‌بلاگ می‌شوید، آن‌قدر وبلاگ‌های مذهبی به چشم می‌آیند که انگار پارسی‌بلاگ مال مذهبی‌هاست.
پارسی‌بلاگ ویترین خاصی ندارد که در آن مذهبی و غیرمذهبی بودن آن به چشم بیاید. این انگاره‌ها تا حد زیادی تحت تاثیر همان فیلترینگی است که اشاره کردم.

پارسی‌بلاگ تنها سرویسی بود که نوشته‌های منتخب و وبلاگ‌های منتخب داشت؛ ولی به نظر می‌رسد کم‌کم پشیمان شده‌اید و در صدد حذفش برآمدید.
کلمه‌ی «پشیمان» شاید خیلی دقیق نباشد. وقتی که حجم نوشته‌ها خیلی زیاد شد، قدرت انتخاب و امکان انتخاب و برگزیدن بین یادداشت‌ها و وبلاگ‌ها سخت شد. اوایل عنوان «وبلاگ روز» را انتخاب کردیم که بعداً تغییرش دادیم به وبلاگ برگزیده. چون هر روز نمی‌توانستیم وبلاگی را انتخاب کنیم. خیلی‌ها به وبلاگ‌های برگزیده اعتراض داشتند؛ مثلا می‌گفتند که این چی بود برگزیده کردید؟ ما می‌گفتیم خب مثلاً متنش به مناسبت امروز بوده یا... بعد از آن، «برگزیده» را کردیم «منتخب»؛ چون کلمه‌ی برگزیده بار معنایی سنگین‌تری داشت. با این حال انتخاب برای ما سخت بود.

یکی از کارهای دائمی ما این بود که چند ده ‌هزار وبلاگ را از جهات مختلف بسنجیم و بین آن‌ها یکی را انتخاب کنیم که قبلا هم انتخاب نشده باشد. این انتخاب خیلی سخت بود. همیشه از دوستان زیادی کمک می‌گرفتیم؛ ولی در طول زمان کار طاقت‌فرسایی بود. به همین‌ خاطر وبلاگ برگزیده را برداشتیم و گفتیم نوشته‌ی برگزیده بگذاریم. به هر حال در نوشته‌ی برگزیده ما با یک نوشته طرف بودیم نه با کل وبلاگ. نوشته‌ها طی پروسه‌ی نظارت محتوایی انتخاب می‌شدند که این هم در طول زمان، به دلایل مختلف، آن دقت و کیفیت لازم را که ما انتظار داریم نداشته ‌است، بنابراین ممکن است در آینده نوشته‌ی منتخب هم دستخوش تغییراتی بشود.

صحبت از نظارت محتوایی وبلاگ‌ها شد. این نظارت محتوایی چه خاصیتی می‌تواند داشته باشد؟
یکی از انگیزه‌های اصلی ما از راه‌اندازی سرویس، کار محتوایی مثبت بود. سرویس‌هایی وجود داشتند که در این سرویس‌ها نظارتی برای کار محتوایی انجام نمی‌شد. همان طور که سر هر چهارراه شلوغی چراغ قرمز، برای نظم و عبور و مرور سالم و یک زندگی اجتماعی سالم لازم است. این به معنای محدودیت افراد نیست. همه‌ی منطق‌ها این را می‌پذیرند.

ما گفتیم این قوانین حداقلی باید در چهارراهِ خیلی شلوغِ وبلاگ هم باشد. این خیلی منطقی است و لزوماً یک امر دینی هم نیست؛ یک مفهوم عقلی است. وقتی یک جمع اجتماعی شکل می‌گیرد باید قوانینی داشته باشد. اگر قانون نباشند، خودشان نمی‌توانند درست با هم زندگی کنند. این از ضروریات اولیه‌ی زندگی اجتماعی است. این از انگیزه‌های اصلی ما بود. ولی در آن مقطع زمانی، این نیاز بدیهی، به هیچ وجه مورد نظر نبود؛ بلکه برعکس تشویق می‌شد که افراد احساس راحتی بکنند. یعنی دامن زده می‌شد به اینکه افراد، عصیان فکری و آشوب اجتماعی راه بیندازند.

وبلاگ‌ها شده بودند جایی برای ابزار مخالفت، ابزار اعتراض، جایی برای عربده‌کشی فکری، عربده‌کشی سیاسی؛ در صورتی که عربده‌کشی در هیچ مرام و مسلکی، حتی آزادترین دستگاه‌های اجتماعی ـ سیاسی دنیا توجیه معقول و منطقی ندارد.

ما پارسی‌بلاگ را که راه انداختیم، مواجه بودیم با این جریان، و بدیهی بود بگوییم باید قاعده و قانون داشته باشیم.

ما مانند مهمانداری هستیم که سفره‌ای پهن کردیم و گفته‌ایم هر کس می‌خواهد بیاید غذای خودش را در این سفره بگذارد و هم خود آن افرادی که غذا آوردند و هم آن‌هایی که نیاورند، بنشینند دور سفره و از این غذاها استفاده بکنند. ما که سفره را انداختیم، مسئول این سفره هستیم و باید بر سفره‌ای که خودمان پهن کردیم، نظارت بهداشتیِ حد‌اقلی داشته باشیم. این انتظاری بدیهی و معقول است. آن‌هایی که بر سفره‌ی ما می‌آیند، به اعتبار ما آمده‌اند و سر سفره‌ی ما نشسته‌اند. بنابراین لازم است که ما یک نظارت حداقلی داشته باشیم.

برای نظارت محتوایی مطالب پارسی‌بلاگ از جایی ملزم شده بودید؟
خیر، به هیچ وجه. با اینکه هیچ قانونی ما را هیچ وقت الزام نمی‌کرد، ما این را وظیفه‌ی خودمان می‌دانستیم. این مسئله در عین اینکه بدیهی است، اما الان هم هیچ کسی در سطح حاکمیت و مدیریت فرهنگی و فنی کشور به آن توجه ندارد. تنها اهرمی که از بی‌انضباطی و هرج و مرج تا حدی جلوگیری می‌کند، بحث فیلترینگ است. این یک نیاز بدیهی است که هنوز هم بر زمین مانده است. هیچ کس تا به حال، به ما نگفته که شما مسئول دیتای سایتتان هستید یا نیستید. این یک مسئله‌ی واقعا حقوقی و قابل توجه است که مدیر سرویس، مسئول هست یا نیست.

کاربر به وسیله‌ی تعهد‌نامه‌ای که با سرویس امضا کرده، متعهد شده که فعالیتی مغایر با قوانین سایت نداشته باشد؛ ولی قانونی که نظارتی اطمینان‌بخش بر اجرای خود، و حتی ضمانت اجرا نداشته باشد به چه دردی می‌خورد؟ این نظارت و ضمانت اجرا کجاست؟ این امضاها و تعهدها عملاً یک کار صوری بی‌خاصیت شده که صرفاً گریزگاه به ظاهر قانونی برای سایت‌های سرویس‌دهنده ایجاد می‌کند.

بدیهی است که مدیر سرویس نمی‌تواند مسئولیت حقوقی کل محتوای سایت را به عهده گیرد و ممکن هم نیست، اما از طرف دیگر نمی‌شود گفت از نظر اخلاقی و شرعی کاملاً هم بی‌مسئولیت است. مثلا الان اگر کسی در وبلاگش توهینی به کسی بکند یا تهمتی بزند، مدیر سرویس مسئولیت حقوقی این محتوا را ندارد. ولی اگر بگوییم در مقیاس کلان کار، هیچ مسئولیتی در قبال سلامت حداقلی محتوای سایت تحت مدیریتش ندارد، درست نیست. حداقل از نظر اخلاقی و شرعی این مسئولیت را دارد.

هیچ قانونی آن زمان این را از من نخواست که نظارت بر محتوا داشته ‌باشم و حتی حالا هم نمی‌خواهد. ولی تصورم این است که قانون دین و اخلاق این توقع را از من دارد.

البته نمی‌توانم بگویم که صد در صد در کارمان موفق هستیم. فضا کاملا باز و اوپن هست. فضای کاملا باز و اوپن را عملاً نمی‌شود صد در صد نظارت کرد. اما در حد توان و امکان و مقدور و متعارف، باید کاری که از دستمان بر می‌آید انجام دهیم و نگذاریم هنجارهای متعارف جامعه پایمال شود. ما دست‌کم باید بر اساس قوانینی که همه به آن معتقد هستند، نظارت داشته باشیم؛ مثلا نمی‌توانیم نسبت به عکس خصوصی عروسی فلان بازیگر یا فوتبالیست در وبلاگ‌های سرویسمان بی‌تفاوت باشیم و حواله بدهیم به شورای فیلترینگ. تا سیستم فیلترینگ بخواهد بفهمد، یک ماه طول می‌کشد. تازه اگر بفهمد! بنابراین وظیفه‌ی اخلاقی ماست که جلوگیری کنیم و لازمه‌ی این کار این است که نظارت محتوایی منسجمی داشته باشیم.

نظارت محتوایی چه سختی‌هایی دارد؟ چرا بقیه‌ی سرویس‌ها حاضر به انجام این کار نیستند؟
در این مدت، طاقت‌فرساترین کار در مدیریت پارسی‌بلاگ، همین بحث نظارت محتوایی بوده است. ما هزینه‌های خیلی سنگین فنی، فکری و اجرایی پرداخت کردیم و این روند، به صورت افزایشی ادامه دارد. هزینه‌های سنگین و این که هیچ الزام قانونی نیست، باعث می‌شود که از بین بقیه‌ی سرویس‌ها، کسی انگیزه‌ای برای این کار نداشته باشد.

فقط به خاطر همین؟
نه خب، مباحث فکری هم هست. بعضی‌ها اصلاً اعتقادی به این کار ندارند. بعضی‌ها به ما ریشخند می‌زنند که یعنی چی و اصلا چه ربطی دارد به مدیر سرویس که محتوا چیست. می‌گویند همین طور که اتومبیل‌ساز، اتومبیل می‌سازد و می‌گوید به من چه که چه‌ کسی سوار این ماشین می‌شود و چه کار می‌کند، ما هم مسئولیت نداریم. ولی به نظر من این مسئله متفاوت است. مطلب این است که اولا در سرویس‌بلاگ می‌توان تا حدی کنترل و نظارت داشت و دوم اینکه این نظارت کردن یا نکردن خیلی مهم است. درست است کار سختی است، ولی از جهت اجتماعی و فرهنگی خیلی مهم است.

روزی با مدیر یکی از سرویس‌های پربازدید صحبت می‌کردم و می‌گفتم: شما حالا را فکر نکنید که فقط یک مدیر سرویس نامیده می‌شوید. شما 20 سال دیگر به عنوان شخصیتی خواهید بود که جوان‌های این کشور، میلیاردها ساعت از وقت جوانی‌شان را با ابزار تحت مدیریت شما سپری کرده‌اند و شما آن وقت در مورد خیلی مسائل که حالا قانون هم ندارد و خیلی مورد توجه مسئولان هم نیست، باید به خدا، به جامعه و تاریخ و فرهنگتان پاسخ‌گو باشید. شما با یک تغییر سیاست‌گذاری، می‌توانید در دراز مدت، تأثیر مهمی در بسیاری از مؤلفه‌های فرهنگی داشته باشید. چون جوان‌های ما در خیلی از این محیط‌ها رشد می‌کنند و ساختار شخصیتی‌شان شکل می‌گیرد. فکرشان، نگاهشان به جامعه، به دین، به فرهنگ؛ بخش زیادی از این‌ها در همین وب‌گردی‌ها شکل می‌گیرد. با یک سیاست‌گذاری اصولی در طول مدت طولانی، واقعا تأثیرات شگرفی می‌‌شود گذاشت و این انکارناپذیر است.

این کار خیلی مهم است، هرچند سخت است. اگر کسی به این اهمیت برسد و انگیزه داشته باشد، انجام می‌دهد. ظاهر این‌ است که سرویس‌های دیگر به این اهمیت نرسیده‌اند یا این انگیزه را ندارند که این هزینه‌های سنگین و کار‌های طاقت‌فرسا را تحمل کنند.

این قضیه‌ی نظارت محتوایی باعث نمی‌شود که استقبال از سرویس‌بلاگ کم‌رنگ شود؟
به نظر من در درازمدت نتیجه‌‌ی مثبت خواهد داشت. بستگی دارد جامعه‌ی ایرانی را چگونه تصور کنید. جامعه‌ی ایرانی را اگر یک جامعه‌ی با فرهنگ و متمدن بدانیم، که قطعاً همین‌طور است، این جامعه از اینکه یک سرویس‌بلاگ قوانین داشته باشد و آن قوانین هم ضمانت اجرایی داشته باشد، ناراحت نمی‌شوند. اما اگر خدانکرده ایرانی‌ها را یک مشت آدم بی‌منطق و بی‌انضباط تصور کنید، معلوم است که از هر قانونی و از هر ضابطه‌ی دست و پاگیری بدشان بیاید. ولی ما مردم خوب و معقولی داریم و حرف حساب حالی‌شان می‌شود و حرف منطقی را قبول می‌کنند؛ بنابراین در درازمدت می‌پذیرند.

بسیاری از پدر و مادر‌ها بوده‌اند که به ما می‌گفتند ما خوشحالیم از اینکه پارسی‌بلاگ وجود دارد و ما می‌توانیم بهش اعتماد کنیم. خیلی از پدر و مادر‌ها به بچه‌هایشان می‌گویند اگر در پارسی‌بلاگ وبلاگ ایجاد کنی و فقط توی پارسی‌بلاگ بگردی، اشکالی ندارد از اینترنت استفاده کنی؛ چون ما می‌دانیم این‌جا سالم است و مدیریت سالمی دارد. نظارت محتوایی در درازمدت اعتمادساز و اطمینان بخش است.

تا الان تلاشی داشته‌اید که ایده‌ی نظارت محتوایی را در سطح کلان به مراکزی که شرح وظایفشان این موضوع هست، منتقل کنید؟ مثلا برخی وزارت‌خانه‌ها، مراکز فرهنگی و نهادها و سازمان‌های دولتی.
دو گروه از مخاطبان مدیریتی هستند که می‌توان این مطلب را درباره‌شان مطرح کرد؛ یکی مدیران و تصمیم‌گیران کلان حکومتی و فرهنگی، و یکی مدیران سرویس‌ها. ما این موضوع را با هر دو گروه به صورت مفصل و متعدد، از طرق مختلف مطرح کرده‌ایم. در جلسات حضوری، به شکل کتبی و شفاهی مطرح کردیم؛ هم با مدیران سرویس‌ها، هم با مدیران فرهنگی و مسئولان وزارت ارشاد و شورای عالی اطلاع‌رسانی، با سازمان ملی جوانان و صدا و سیما؛ با هر کدام از این‌ها بارها و بارها مطرح کردیم ولی متأسفانه، هنوز این تلاش‌ها راه به جایی نبرده است.

اصلا این مراکز، سرویس‌بلاگ‌ها را به رسمیت می‌شناسند؟ برای سرویس‌بلاگ‌ها که حجم عظیمی از محتوای فارسی در محیط مجازی را در خود دارند، ترتیب اثری برای بیان مشکلات داده می‌شود؟
پنج ‌تا سرویس مهم وبلاگ که بیشتر در کشور نیست. این‌ها همه‌شان اشخاص شناخته‌شده‌ای هستند. پنج تا آدم‌اند و دور یک میز جمع می‌شوند. احتمال قریب به یقین، این میز‌های اداری گنجایش پنج تا آدم را دارد! هیچ‌وقت نشد این پنج تا آدم را جمع کنند یک جا و بپرسند اصلا شما چه کار دارید می‌کنید؟ اصلا پولتان را در می‌آورید یا در نمی‌آورید؟ اگر یک سرویس‌بلاگی که درصد بالای وبلاگ‌های جوانان در آن نوشته می‌شود، پولش در نمی‌آید، از کجا هزینه‌هایش را تأمین می‌کند؟ چرا یک مسئول نمی‌آید این پنج نفر را دور یک میز جمع کند و بپرسد توقعتان از ما چیست؟ چه مشکلاتی دارید؟ چه کمکی از دست ما بر می‌آید؟ چرا هیچ مسئولی تا به حال این کار را نکرده؟ ما بارها و بارها این مطلب را به خیلی از آقایان مسئول گفته‌ایم.

پارسی‌بلاگ چه امکاناتی دارد که بقیه‌ی سرویس‌ها ندارند؟
از حیث امکانات فنی، امکانات خیلی زیادی دارد که بقیه ندارند. شاید ده‌بیست مورد است که بقیه ندارند؛ مثلا پارسی‌‌یار، شبکه‌ی دوستان، سیستم وب‌خوان (شبیه گوگل‌ریدر) و پینگر خودکار، تبادل لینک و لوگو به صورت خودکار، امکانات کامنتینگ پیشرفته و امضای الکترونیک نظرات، پیگیری کامنت‌ها پس از ارسال، انتقال مطلب از دیگر وبلاگ‌ها و سایت‌ها، بخش اعلام متولدین امروز و فردا، فضای آپلود رایگان و... .

مدتی پارسی‌بلاگ خیلی کاربر‌هایش را اذیت می‌کرد؛ دان شدن و... . الان هم در این یکی‌دوماهه بهتر شده، ولی به هر حال هنوز بعضی از مشکلات وجود دارند.
مشکلات سرویس‌بلاگ‌ها چند نوع هستند. بعضی‌ از این مشکلات برمی‌گردند به هاستینگ و دیتاسنتر. گاهی ممکن است سرور مشکل پیدا کند، یا هک شود، یا پهنای باند، یا شبکه‌ی دیتاسنتر مشکل پیدا کند و این‌گونه مسائل. بخش دیگر مربوط است به برنامه‌نویسی سایت.

اکثر مشکلاتی که ما داشتیم به خاطر ناپایدار بودن دیتاسنترمان بوده و در اصل، تیم فنی ما نقش مستقیمی در مشکل نداشته است. فرض کنید پهنای باند دیتاسنتر مشکل داشته و اینترنت دیتاسنتر قطع شده، در این حالت نه فقط سرور ما، بلکه ده‌ها سرور دیگر قطع می‌شوند. یا مثلا مورد حمله قرارگرفتن شبکه‌ی میزبان ما. البته در دیتاسنتر‌های معتبر، نباید این‌گونه اتفاقات بیفتد. ما این دیتاسنتر را انتخاب کردیم و به هر حال این مشکلات را داشته‌ایم. شاید ما باید به دیتاسنتر دیگری می‌رفتیم.

عمده‌ی‌ مشکلاتی که کاربر‌ها را اذیت کرده است، مربوط به مشکلات میزبان ما بوده و بعضا هم مربوط به ارتقا‌ی سیستم و اضافه کردن امکانات جدید بوده است. پیش می‌آید که ما سایت را به‌روزرسانی می‌کنیم و این باعث می‌شود موقتا بعضی بخش‌های سیستم کند شوند، یا خطا بدهند، که این‌گونه مشکلات به سرعت رفع می‌شوند. مشکلاتی که نرم‌افزاری‌است و در حیطه‌ی کاری ما است، خیلی به‌ندرت بوده و به سرعت هم درست می‌شوند؛ مثلا فرض کنید به دلیلی ما مجبور می‌شویم وب‌سرویس و یا سرویس‌دیتا را ریست کنیم؛ این باعث می‌شود یک تا دو دقیقه سایت در دسترس نباشد. ولی عمده‌ی مشکلات پارسی‌بلاگ مشکلات دیتاسنتر بوده.

با وجود این مشکلات، چرا دیتاسنتر را عوض نمی‌کنید؟
تغییر دیتاسنتر، هم یک سری مسائل فنی دارد و هم یک سری مسائل اقتصادی. از حیث فنی، سوئیچ کردن نیاز به طراحی نسبتا پیچیده و مفصلی دارد و آی‌پی‌ها وقتی تغییر می‌کنند یک سری مشکلاتی پیش می‌آید و ما قطعا تا یک مدتی همین طور با مشکل مواجه خواهیم بود. انتقال اطلاعات با توجه به حجم فوق‌العاده بالایی که دارد، یک سری مشکلاتی دارد.

مسائل اقتصادی هم هست که ما باید با همین شرایط اقتصادی، مدیریت کنیم و اگر شرایط اقتصادی دیگری پیش بیاید طبیعتا جور دیگری مدیریت می‌کنیم. شرایط اقتصادی عین واقعیت است و نمی‌شود کاری‌اش کرد.

پارسی‌بلاگ قالب‌های زیادی دارد، ولی از نظر کاربرپسند بودن، مورد توجه قرار نمی‌گیرند. از طرف دیگر سایت‌های طراحی قالب، پارسی‌بلاگ را پشتیبانی نمی‌کنند. چرا؟
این فرض درست نیست. اکثریت سایت‌هایی که طراحی قالب می‌کنند، برای پارسی‌بلاگ هم طراحی می‌کنند. معمولا سایت‌ها وقتی می‌خواهند این کار را انجام بدهند، بعضا می‌آیند و با ما مطرح می‌کنند. منتها بعضی سایت‌ها یک سری شرایط ویژه می‌گذارند و انتظاراتی دارند؛ مثلا سایتی گفت قالب شما را طراحی می‌کنیم، ولی به مدت چند ماه، لوگوی ما را تبلیغ کنید و یا یک شرایط خاصی که معقول و موجه نبوده و ما نپذیرفتیم. ولی بیشترشان قالب‌های پارسی‌بلاگی را هم دارند.

و اینکه قالب‌های ما کاربرپسند نیست، این مسئله‌‌ای است که مربوط به زمان می‌شود. ما بیش از صد قالب داریم و سعی کردیم انواع قالب‌های سریع، سبک، ساده، سنگین، فانتری، کودکانه، مذهبی و... را بگنجانیم تا سلایق مختلف را پوشش داده باشیم. ولی در طول زمان سلایق عوض می‌شود و شاید این‌گونه باید باشد که ما هر شش ماه یک‌بار، یک سری قالب‌های جدید بگذاریم و با سلایق روز قالب‌ها را ارائه بدهیم. و ما پیگیر این کار هستیم. ان‌شاءالله به زودی تعداد قابل توجهی قالب جدید با طراحی جذاب، به قالب‌های ما اضافه شود.

خیلی از امکاناتی را که الان خیلی از سرویس‌ها دارند، برای بار اول شما ایجاد کردید و هیچ تبلیغاتی هم روی آن نداشتید. ولی وقتی دیگر سرویس‌ها این امکانات را ارائه می‌دهند، مثل بمب صدا می‌کند و همه‌جا خبرش پخش می‌شود؛ طوری که انگار ابداع‌کننده‌ی این امکان خودشان بوده‌اند. با این حال از طرف پارسی‌بلاگ هم هیچ دفاعی نمی‌شود.
اینکه شما می‌گویید، تازه خوب است! بعضی سرویس‌ها بودند که دقیقا صفحه‌ی امکانات ما را کپی‌پیست کردند و حتی به خودشان زحمت ندادند بعضی از بخش‌هایش را تغییر بدهند که معلوم نشود از کجا کپی کرده‌اند! مثلا فلان سرویس چی‌چی‌بلاگ(!)، اصلا چیزی به اسم پارسی‌یار ندارد که در بخش امکاناتش آمده است. یعنی کپی‌پیست‌شان این‌قدر ناشیانه بوده که حتی این را هم تغییر نداده‌ بودند.

ادعا و مدعی‌ها همیشه هستند. اگر ما بخواهیم این‌ها را بررسی کنیم، به کار‌های خودمان نمی‌رسیم. ما همیشه سعی می‌کنیم در تبلیغات و اطلاع‌رسانی‌‌هایمان سلبی کار نکنیم. ما کار خودمان را انجام می‌دهیم و کار ایجابی می‌کنیم. کار‌هایی را که خودمان انجام می‌دهیم اعلام می‌کنیم.

مدتی بالای پارسی‌بلاگ نوشته شده بود «پیشرفته‌ترین سرویس‌بلاگ» که این شعار حذف شد. چرا؟
پیشرفته بودن، یک مقوله‌ی نسبی است و دائم هم در طول زمان تغییر می‌کند. احساس کردیم این ادعا، ادعای بزرگی است. همین الان هم از حیث وزنی، اگر امکانات سرویس‌های ایرانی را جمع بزنند و امتیاز بدهند، امتیاز ما بیشتر است و به عبارتی از نظر امکانات، پیشرفته‌ترین سرویس وبلاگ‌نویسی در ایران بر ما صدق می‌کند؛ ولی ما دیدیم این ادعا، ادعای بزرگی است و هیچ دلیلی ندارد ما همچین ادعایی بکنیم که همیشه در موضع پاسخ‌گویی و دفاع از این مسند و جایگاه باشیم. در تغییرات اخیر سایت این ادعا را حذف کردیم تا در آن جایگاه قرار نگیریم. با این کار، توقع‌ها متناسب با جایگاه خودمان خواهد بود. ما کار خودمان را می‌کنیم و این خود کاربر‌ها هستند که قضاوت می‌کنند چه‌کسی پیشرفته‌تر است.

برخی از وبلاگ‌نویسان معتقدند که باید یک سری امکانات معمولی برای وبلاگ‌نویس‌ وجود داشته باشد. برای نمونه هم بلاگفا را مثال می‌زنند و نتیجه می‌گیرند استقبال از بلاگفا به خاطر همین امکانات معمولی آن ‌است. فکر نمی‌کنید امکانات پارسی‌بلاگ دست و پاگیر باشند. مصاحبه با مدیر پارسی بلاگ آقای فخری
اینکه استقبال از یک بلاگ‌سرویس به چه علت هست، بحث مفصل و مستقلی می‌خواهد. همه‌اش هم مسائل فنی نیست؛ مسائل متعددی هستند. حالا نمی‌خواهیم وارد این بحث بشویم.

ما امکانات بسیار فراوانی داریم که بعضی‌هایش اگر نباشند اتفاقات زیاد خاصی نمی‌افتد. این را می‌پذیرم. ولی ما می‌بینیم که این امکان به درد کاربر می‌خورد. متولدین امروز و متولدین فردا را مثال می‌زنم؛ ممکن است بپرسید این چه ربطی به بلاگ‌سرویس دارد. ولی ما دیدیم یکی از راه‌های ایجاد تعامل مثبت و یک ارتباط اجتماعی مطلوب، این است که افراد در مواقع شاد زندگی، بدانند افرادی به یادشان هستند و این خیلی خوب است و در تقویت روابط و ایجاد جامعه‌ی خوب، نقش مثبتی دارد. ما به عنوان بلاگ‌سرویس می‌توانستیم این کار را بکنیم و کردیم.

ما به جایی تعهد نداده‌ایم که فقط کار فنی بکنیم و هیچ آیین‌نامه‌ای نیست که سرویس‌بلاگ باید فقط این امکانات را داشته باشد. ما یک شبکه‌ی اجتماعی داریم و دائما در حال توسعه‌ی این شبکه‌ی اجتماعی هستیم. از ابزار‌های روز، تکنیک‌های وب 2 استفاده می‌کنیم و طرح‌های خیلی مفصلی داریم که خیلی خارج از سرویس‌بلاگ هستند و سرویس‌بلاگ یک گوشه‌اش می‌شود. این‌ها را در آینده می‌خواهیم پیاده کنیم.

ما قسم نخورده‌ایم یک سرویس‌بلاگ ساده باقی بمانیم. یک شبکه‌ی اجتماعی با حلقه‌های متعدد دوستی داریم که از دید ما خیلی ارزشمند است و در حال طراحی انواع و اقسام امکانات برای این شبکه هستیم. ما پارسی‌بلاگ را به دید یک شبکه‌ی اجتماعی نگاه می‌کنیم نه یک بلاگ‌سرویس.

حاضرید پارسی‌بلاگ را بفروشید؟
اگر یک سید محمدرضا فخری پیدا بشود که پولدار هم باشد، البته بله!

یک جور‌هایی، هم می‌خواهید بفروشید و هم نمی‌خواهید بفروشید. فشار کاری زیادی دارید؟
مدیریت سرویس‌بلاگ واقعا طاقت‌فرساست؛ به قدری که همه‌ی ابعاد زندگی شخصی و اجتماعی و حال و آینده‌ی آدم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ما اگر بستری پیدا کنیم که بتوان کاملا اطمینان داشت که اهدافمان و آن انگیزه‌هایی که از راه‌اندازی این سیستم داشتیم را برآورده می‌کند و آن اعتمادی که کاربر به خاطر همین مسائل به ما داشته است مخدوش نمی‌شود و در عین حال این مسئولیت‌ها از گردن ما رفع می‌شود، استقبال می‌کنیم.

شده بعد از پنج‌شش سال، به وبلاگی بربخورید که تا به حال آن را ندیده باشید و در عین حال خیلی برایتان جذاب باشد؟
بله، خیلی زیاد. با وجود تعداد زیاد وبلاگی که در سرویس داریم و روزبه‌روز هم اضافه می‌شوند، خیلی طبیعی است و اصلا اگر غیر از این باشد ایراد دارد. ما که نمی‌توانیم این همه وبلاگ را ببینیم. روزی چند صد وبلاگ را ردیابی کنیم و بخوانیم.

فرصت وبلاگ‌گردی خیلی کمی دارم. خیلی وقت‌ها می‌شود که وبلاگ‌های فعال و بسیار خوبی می‌بینم که چند سال است در پارسی‌بلاگ فعال‌اند و من اصلا خبر نداشته‌ام.

اگر سرویس پارسی‌بلاگ برای شما نباشد، از بین بلاگ‌سرویس‌های موجود، کدام را برای وبلاگ‌نویسی انتخاب می‌کنید؟
این سؤال را کلی‌تر می‌شود مطرح کرد: یک کاربر، طبق چه فاکتور‌هایی باید سرویسش را انتخاب کند؟ سرویس‌بلاگ‌ها چند جنبه دارند و فقط بعد فنی نیست که مطرح است. از حیث فنی باید سرویسی را انتخاب کنیم که آسان باشد و کاربر درگیرش نشود و در عین حال قابلیت‌های مختلفی داشته باشد.

جنبه‌های دیگری هم هست. مثلاً وقتی بلاگ‌سرویس را انتخاب می‌کنیم، در اصل داریم نوشته‌های خودمان را در محیطی که آن بلاگ‌سرویس عرضه می‌کند، به نمایش در می‌آوریم و در نتیجه تبلیغ صاحب سرویس را در نوشته‌های خودمان می‌آوریم و آن فرد و یا آن سیستم را از نظر مالی تقویت می‌کنیم. اگر از این بُعد به انتخابمان نگاه کنیم، انتخاب‌ها به نوعی معنادار می‌شوند.

ما در تاریخ اسلام داریم که یکی از یاران امام کاظم علیه‌السلام شتر‌هایش را کرایه داده بود به هارون‌الرشید، آن هم برای سفر حج. روزی امام به او فرمودند همه چیزت خوب است جز یک چیز. پرسید چه؟ فرمودند کرایه دادن شترانت به هارون. بعد فرمودند آیا تو دوست داری که هارون، زنده و پابرجا باشد که بازگردد و پول تو را بدهد؟ آن فرد پاسخ داد بله. امام فرمود کسی که دوست داشته باشد بقای آن‌ها را، از آنان خواهد بود.

ما باید به این توجه کنیم که آیا استفاده از خدمات فنی یک سرویس‌بلاگ و استفاده از فضا و نام آن سرویس و حضور ما در بلاگ‌سرویس، باعث تقویت شخص و یا جریانی می‌شود یا نمی‌شود، چه تقویت مادی و چه معنوی. و اگر می‌شود آیا طبق فاکتور‌های اجتماعی، فرهنگی، دینی و شرعی خودمان، این حمایت و یا عدم حمایت درست است یا خیر.

روز قیامت اگر جلوی من را گرفتند و گفتند تو به همراه آن ده هزار یا صدهزار نفر دیگر، کمک کردید که فلان شخص، فلان جریان فکری، فلان قدرت اقتصادی و فلان قدرت اعتباری را در راه باطل بگیرد و فکر خودش را گسترش بدهد و حرف خودش را بزند؛ می‌توانم جواب بدهم یا خیر؟

ما با انتخاب خودمان، پول در جیب چه کسی می‌کنیم؟ چه کسی را تبلیغ می‌کنیم؟ کی را باد می‌کنیم؟ یک کاربر ممکن است بگوید من این حرف‌ها را قبول ندارم. من می‌خواهم یک سرویس بگیرم که خدمات داشته باشد، ولی باید گفت که مسئله همین‌جا تمام نمی‌شود. بنابراین من آن بلاگ‌سرویسی را انتخاب می‌کنم که همه‌ی این ملاک‌ها را در بر بگیرد. در شرایط الان هم آن بلاگ‌سرویس، پارسی‌بلاگ هست و هیچ حرفی هم در این نیست.

اگر پارسی‌بلاگ نباشد چطور؟ کدام سرویس را انتخاب می‌کنید؟
درست نمی‌دانم. شاید مستقلا دامین و هاست می‌گرفتم و برنامه‌ی مستقل می‌نوشتم.

از آن وبلاگتان در پرشین‌بلاگ چه خبر؟ هنوز به‌روز است؟
آن وبلاگ هنوز هست، ولی به‌روز نمی‌شود.

تا حالا تهدید شده‌اید؟ مثلا مشکلی باشد که فحش بدهند و تهدیدتان بکنند؟
توهین که کرده‌اند؛ زیاد و مفصل! حتی بعضی‌ها آمدند پیش ما و به سران نظام ناسزا گفتند، با این تصور که ما نیروی آن‌هاییم و احیاناً از طرف آن‌ها حمایت مالی می‌شویم.

تهدید هم بعضاً بوده. بعضی افراد توقعات خاصی داشتند که برای ما قابل قبول نبوده و تهدیدمان کرده‌اند.

از لحاظ حقوقی و این‌ها، شکایتی، چیزی در این چند سال نداشتید؟
زمانی ما برای اولین بار در کشور امکانی به نام پادکست راه‌اندازی کردیم که هرشخص می‌توانست فایل MP3 آپلود کند و متصل کند به پست وبلاگش. این تحت عنوان اولین رادیوی اینترنتی در ایران در اخبار و رسانه‌ها مطرح شد و متعاقب آن معاونت حقوقی معاونت صدا و سیما با استناد به اینکه انحصار پخش رادیویی طبق قانون اساسی، با صدا و سیماست و سایت پارسی‌بلاگ دست به نوعی انتشار رادیویی زده، از ما شکایت کردند. و نه فقط از شخص من که حتی از نیروهای فنی و حتی از همکاران افتخاری سایت هم شکایت کردند. جمعا از یازده نفر شکایت شد و وقتی ما متوجه شدیم، با اینکه از نظر حقوقی ادعای قابل اعتنایی نبود، به خاطر بعضی مسائل، این امکان را به صورت داوطلبانه تعلیق کردیم. با تعلیق ما شکایت صدا و سیما هم به حالت تعلیق در آمد.

جالب است که حدود دو سال بعد از این جریان، در خلاصه‌ی عناوین خبری سایت صدا و سیما، خبری آمده بود که یک جوان شیرازی موفق به راه‌اندازی پادکست ایرانی شده است. چون این بار عنوان پادکست را داشت و نه رادیو، اتفاقی نیفتاد و شکایتی نشد.

رابطه‌ی شما با مدیر سرویس‌ها چطور است؟
با مدیر سرویس‌ها تا جایی که مربوط به ما بوده، با همه‌شان روابط حسنه داشته‌ایم. با بلاگ‌اسکای و آقایان چنگیزی و توکلی سلام علیکی داریم و آقای بوترابیِ پرشین‌بلاگ و مسئول پشتیبانی میهن‌بلاگ هم رابطه‌ی دوستانه‌ی خوبی داریم. با مدیر بلاگفا هم از طرف ما مشکلی نبوده و یک بار یک مسئله‌ی اختلافی پیش آمد بین ما و ایشان که نظرمان در یک مورد خاص یکی نبود و ایشان به خاطر اینکه ما نظر خودمان را برگزیدیم و نظر ایشان را نپذیرفتیم، از دست ما دلخور شدند.

با بلاگ‌سرویس‌های خارجی چقدر آشنا هستید؟
با بلاگ‌اسپات همان اول که پارسی‌بلاگ را راه‌اندازی کردم، کار کردم. همچنین اخیرا امکانات بلاگ‌اسپات و وردپرس را بررسی کردم. کم و بیش آشنا هستم.

نظرتان چیست؟
سرویس‌های پیشرفته و با امکانات خوب و قدرتمندی هستند.

این سرویس‌ها را برای کاربر‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنید؟
بحث اینکه یک ایرانی، یک سرویس ایرانی را انتخاب کند یا خارجی، از جهات مختلف قابل بررسی است. اگر کسی صرف مسئله‌ی فنی را مد نظر بگیرد و سبک و سنگین کند، به یک انتخابی می‌رسد. ما معتقدیم ورای مسئله‌ی فنی مسائل دیگری هم هست؛ از جمله مسئله‌ی اقتصادی و فرهنگی و همچنین امنیتی.

همه‌ی ما می‌گوییم «ایرانی! جنس ایرانی بخر» و از جهات مختلف این شعار را شعار خوبی می‌دانیم. در جاهایی که جنس ایرانی از جهت کیفیت با جنس خارجی قابل مقایسه‌ است، از نظر اخلاقی درست نمی‌دانیم که یک ایرانی جنس خارجی بخرد. و این‌ را ضربه به اقتصاد کشور خود می‌دانیم.

انتخاب سرویس‌بلاگ‌ هم همین‌طور است. وقتی در ایران خودمان سرویس‌بلاگ‌های خوب و با قابلیت‌های مقبولی هستند، چرا باید از سرویس‌های خارجی استفاده کنیم؟ با این کار هم به ملّیت‌مان صدمه می‌زنیم و هم در مقیاس کلان، به اقتصاد کشور لطمه وارد می‌کنیم.

از نظر امنیتی هم برای کسی که می‌خواهد در چارچوب هنجار‌ها کار بکنند، درست و موجه نیست. این امکان از نظر فنی هست که مدیریت وبلاگ‌سرویس، هر وقت اراده کرد، هر تغییری که بخواهد در صفحه‌ی شخصی افراد ایجاد کند. بلاگ‌سرویس‌های داخلی، همه در ایران مدیریت می‌شوند، دارای مدیران شناخته‌شده‌ای هستند و اگر مسئله‌ی تهدید امنیتی ایجاد شود، افراد شناخته‌شده و در دسترسی هستند که همه در چارچوب منافع ملی کشورمان عمل می‌کنند. ولی بلاگ‌سرویس‌ها‌ی خارجی این طور نیستند. اگر طوری شود که اکثریت قابل توجهی از بلاگ‌های داخل کشور، در خارج از کشور مدیریت شوند، در مواقع بحرانی، مثل جنگ‌های روانی، و یا حتی فیزیکی می‌توانند استفاده‌های خطرناکی از این وبلاگ‌ها بکنند. شما فرض کنید یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، ببینید صدها هزار وبلاگ ایرانی که روزانه میلیون‌ها بازدید دارند، با خبر یا آگهی‌ای باز شوند که باعث به هم ریختن وضع سیاسی-اجتماعی کشور شود و کشور را دچار بحران کند. این به عنوان یک جنگ روانی، کاملا محتمل است. ما امکان این جنگ روانی را نباید به دشمنان و کسانی که تحت کنترل قانون حکومت ما نیستند بدهیم؛ این کاملا بدیهی است.

دوست دارید سر به تن کی نباشد؟!
دوست دارم سر به تن هر کسی که دشمن خدا و دوستان خداست نباشد.

تعداد وبلاگ‌هایتان چقدر است؟
بیش از 90 هزار.

بیشتر به پارسی‌بلاگ می‌آیند یا از پارسی‌بلاگ کوچ می‌کنند؟
آمار دقیقی نداریم، ولی قطعا بیشتر می‌آیند تا بروند. این را یقین داریم. آمارهای سایت الکسا، رشد پارسی‌بلاگ را از دیگر سرویس‌ها بیشتر، نشان می‌دهد.

در جریان هستید که چه وقت‌هایی، پررونق‌ترین زمان‌های پارسی‌بلاگ است؟
معمولا تابستان رونق بیشتری داریم. چون دانش‌آموزان و دانشجویان وقت بیشتری دارند. در بین روز‌های هفته، جمعه‌ها آمار بازدید پایین می‌آید و چهارشنبه و سه‌شنبه آمار بیشتری داریم. در بین ماه‌های سال، فروردین کم‌رونق‌ترین ماه است. و همچنین در وقت‌های اداری و رسمی کشور، بازدید از سایت بیشتر از بقیه‌ی وقت‌هاست. این نشان می‌دهد که کارمند‌ها، چه بخش خصوصی و چه دولتی، بخشی از وقت اداری خودشان را به وب‌گردی می‌گذرانند.

آمار دقیقی دارید از اینکه چند پست در پارسی‌بلاگ هست؟
حدود 600 ‌هزار.

بازدید روزانه چقدر است؟
فعلاً، بازدید روزانه حول و حوش 200 تا 250 هزار. و نمایش حدود 250 تا 300 هزار است.

چرا سرویس‌های داخلی آمارشان را اعلام نمی‌کنند؟
شاید به دلایل رقابتی.

چرا شما اعلام می‌کنید؟
ما اعلام می‌کنیم و معتقدیم صداقت و صراحت هم نکته‌‌ی مهم رقابتی است.

امکانات جدیدی هست که بخواهید اضافه کنید؟
ما سعی می‌کنیم به سمت تکنیک‌های وب 2 پیش برویم. بخش شبکه‌ی اجتماعی را -که پارسی‌یار هست- می‌خواهیم متحول کنیم و رونق جدی بدهیم. به‌تدریج این‌ها اضافه می‌شوند. ما محدودیت زمانی نداریم و همیشه در حال پیشرفتیم.

اگر بخواهیم چند نقطه از نقطه‌ضعف‌های پارسی‌بلاگ را بگویید، چه می‌گویید؟
بیشتر مشکلات مربوط به هاستینگ. به اندازه‌ی مجموع تمام فشار‌هایی که به کاربر‌های ما وارد کرده، به ما هم فشار آورده است. کاربرها واقعا باید درک بکنند که خودشان اگر به اندازه‌ی یک درصد اذیت می‌شدند، ما به اندازه‌ی مجموع اذیت شدن همه‌ی کاربران، اذیت می‌شدیم.

و اینکه ما در طی مدیریت سایت، به خاطر اینکه تجربه‌ای در این زمینه‌ نداشتیم و یک سایت با ترافیک بالا و کاربر بالا و مراجعات بالا را مدیریت نکرده بودیم، بعضی از کار‌هایی را که باید می‌کردیم، نکردیم و بعضی‌ها را هم باید زودتر انجام می‌دادیم؛ مثلا یک‌سری تنظیم‌های خاصی توی ارائه‌ی وبلاگ‌ها صورت می‌گرفت که موتور‌های جستجو بهتر بتوانند ایندکس بکنند؛ ما این‌ها را دیر انجام دادیم و این خیلی تأثیر داشت در کار سایت.

الان سرویس‌ها دارند رو می‌آورند به سمت همایش‌های وبلاگی و جشن تولد و نظرسنجی بهترین وبلاگ و این‌‌گونه کار‌ها. چقدر با این‌ها موافقید؟
یکی از نقطه‌ضعف‌های ما این بود که تا به حال همایش پارسی‌بلاگی‌ها نداشتیم. البته همچین همایش‌هایی خیلی مشکلات و حواشی خاص دارند و این که ما این کار را نکردیم، بخشی به تراکم کاری و بخشی به مسائل خاص برمی‌گردد، که البته تصمیم داریم در اولین فرصت این کار را انجام بدهیم.

تبلیغات سایتتان با چه معیاری انجام می‌شود و چقدر از هزینه‌ی کلی سایت را از طریق تبلیغات تأمین می‌کنید؟
معیار ما برای تبلیغات، همان معیار‌های کلی سایتمان است. همیشه به کسی که سفارش تبلیغ می‌دهد، می‌گوییم که این ضوابط حاکم بر سایت، باید دقیقا در متن تبلیغ و لینک تبلیغ رعایت شود و به همین خاطر بسیاری از تبلیغات را رد می‌کنیم.

گاهی شده تبلیغات را مدتی داشتیم و بعد شخصی اعتراض کرده که این تبلیع شما از این جهت با ضوابط حاکم بر سایت شما مغایرت دارد؛ مثلا تبلیغ املاک دبی را یکی از دوستان، در وبلاگش، مطرح کرد که این کار ترویج دنیاپرستی است و باعث خروج سرمایه‌ی داخلی می‌شود و... با اینکه شاید می‌شد این را به گونه‌ای جواب بدهیم، انتقاد را پذیرفتیم و آن تبلیغ را حذف کردیم.

از نظر پوشش هزینه‌ها به طور متوسط، شاید 40-50 درصد را پوشش بدهد و شاید هم کمتر، و ما بقیه‌اش را از درآمدهای شخصی حاصل از فعالیت‌های نرم‌افزاری می‌گذاریم.

یک زمانی آبدارچی داشتید، ولی خیلی وقت است نیست. جریان چیست؟
برادر من که از برنامه‌نویسان پارسی‌بلاگ بودند، اسم وبلاگشان را به صورت طنز گذاشته بودند «آبدارچی پارسی‌بلاگ»؛ دو سالی هست که به علت تغییر محل سکونت و مهاجرت به تهران، دیگر همکار ما نیستند.

الان چند نفر کادر دارید؟
برنامه‌نویسی‌های سایت و ‌امور مربوط به مدیریت سرور و بانکهای اطلاعاتی با خودم هست. بخش طراحی html و گرافیک را یکی از دوستان انجام می‌دهند و امور جاری و خدماتی و وبلاگ پشتیبانی فنی را یکی دیگر از دوستان. با خودم می‌شویم سه نفر. آقای سید‌هادی میرغنی مسئول امور بازرگانی سایت و گرافیک و html سایت هستند و آقای محمد احمدی هم مسئول وبلاگ پشتیبانی فنی و مسائل امور جاری و خدماتی سایت.

شما از خارج که تأمین نمی‌شوید؟
نه از داخل کسی به ما کمک مالی می‌کند و نه از خارج.

پاسخ‌گویی به کاربرها را چگونه انجام می‌دهید؟
از طرف پیشتیبان فنی، بخش‌های مربوط به کاربر‌ها را انجام می‌دهیم. وبلاگ هِلپ و آیدی پارسی‌بلاگ هلپ، واسط‌های ما و کاربرانمان هستند.

از مشکلات مدیریت یک سرویس وبلاگ بگویید!
یک مدیر سرویس‌بلاگ، تمام زندگی‌اش در تمام ساعات شبانه‌روز، تحت تأثیر کارش است. چون بلاگ‌سرویس یک سایت کاملا آنلاین هست و همیشه کاربرانی دارد که در تمام ساعات شبانه‌روز دارند خدمات می‌گیرند. این به این معنا است که این سایت باید در تمام ساعات شبانه‌روز با صحت و سلامت کار بکند.

سایت را می‌توانیم تشبیه کنیم به کارخانه‌ای که یک سری ورودی دارد و یک سری خروجی. همان طور که یک کارخانه با خراب‌شدن یک قطعه‌ی کوچک از کار می‌افتد، ممکن است این مشکل برای سایت هم پیش بیاید. پس ما مجبوریم به صورت شبانه‌روزی مراقب سایتمان باشیم. انواع و اقسام مسائل ممکن است پیش بیاید. در اصل یک نرم‌افزار مثل یک دستگاه فوق‌العاده پیچیده است و ممکن است در طول زمان دچار مشکل‌هایی بشود.

من همیشه به دوستان گفته‌ام که ممکن است شما سایتی با 10 یوزر یا 100 یوزر درست کنید که بدون نقص کار بکند، ولی اگر شد هزار تا یوزر و اگر شد صد هزار‌ تا، اصلا کار نکند. مثل این است که یک وسیله‌ی نقلیه مانند دوچرخه، می‌تواند با سرعت سی کیلومتر، درست و بدون ایراد حرکت کند؛ ولی اگر خواست با سرعت صد حرکت کند، متلاشی می‌‌شود؛ چون طراحی آن برای سی کیلومتر است. سایت هم همین جور است. سایتی که قرار است 24 ساعت خدمات بدهد، از نظر فنی فوق‌العاده سخت و پیچیده است.

ما دائما باید نمودار‌های سرور را مد نظر داشته باشیم. یک دفعه می‌بینیم مصرف پهنای باند آمد پایین. باید ببینیم چه اتفاقی افتاده است؛ مورد حمله قرار گرفته‌ایم یا مثلاً بخش کامنت‌ها و یا نمایش وبلاگ‌ها دچار مشکل شده است؟ باید ده‌ها و صد‌ها گزار‌شی که از بخش‌های مختلف سیستم می‌آید را بررسی کنیم که سیستم مورد حمله قرار نگرفته باشد یا اگر قرار گرفته، باید بفهمیم از چه ناحیه‌ای هست... و خیلی بحث‌‌های دیگر که این‌ها خیلی طاقت‌فرسا ‌است.

بار‌ها شده است مشغول استراحت بوده‌ام و به من زنگ زدند که فلان مشکل هست و باید بررسی می‌کردم. از حیث محتوایی دائم دوستان زنگ می‌زنند که پسوردم را گم کرده‌ام، یا یکی زنگ می‌زند که این وبلاگ مستهجن است، یا فلان وبلاگ با من دعوا کرده، باهاش برخورد کنید! از خبرگزاری‌ها و خبرنگار‌ها تماس‌های متعدد داریم. و یا مراکز فرهنگی می‌خواهند مسابقه‌ای یا مراسمی برگزار کنند و که معمولاً هم می‌گویند ما فرهنگی هستیم و باید تبلیغمان را مجانی بگذارید و... .

ممنون که وقت‌‌تان را در اختیار شماها قرار دادید.

 

5 نظر


اردتم نسبت به جناب فخري روز افزون گشت

کاش کمک صدا و سیما را نادیده نمیگرفتید!

سلام با تشکر از آقای احسان بخش که زحمت این مصاحبه را قبول فرمودند و در بین حرف هایشان، چندکلمه ای هم از آقاسید نقل کردند!!!! معلوم نبود مصاحبه شونده کیه، مصاحبه گر کدومه!!!! این هم از سبک های آقاحامد است دیگر! ممنون لذت بردیم از صراحت حامدآقا و صداقت آقای فخری

برادران روشنفکرم بد نیست برای یک بار هم این صفحه را در اینترنت اکسپلورر باز کنید و ببینید چقدر ایراد دارد.

استفاده کردم :)

نظرات